تبليغاتX
××× شب هجران ××× - دوست...

خاموش شد و مدت زیادی شازده کوچولو را نگاه کرد

ان وقت گفت :اگر دلت می خواهد مرا اهلی کن

شازده کوچولو جواب داد:دلم که خیلی می خوا د اما وقت چندانی ندارم

باید برم و دوستانی پیدا کنم و از کلی چیز ها سر در اورم

روباه گفت :ادم فقط از چیز هایی که اهلی کند سر در می اورد

انسان ها دیگر برای سر در اوردن از چیزها وقت ندارند

همه چیز را همین جور حاضر اماده از دکان ها می خرند

اما چون دکانی نیست که دوستی معامله کند ادم ها مانده اند بی دوست ...

تو اگه دوست می خواهی خوب منو اهلی کن ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 21:46  توسط نجمه.خ  |